تبليغاتX
جمعیت دانشجویی امام علی (ع)

بسمه تعالی

 

 

این هفته، هفته پرکاری برای جمعیت امام علی (ع) سپری می شود. با نزدیک شدن به افتتاحیه جشنواره فرزندان مهر،  تلاش همه جانبه بچه ها را برای برگزاری باشکوه این جشنواره شاهد هستیم.

مراسم افتتاحیه این جشنواره روز شنبه 30 تیرماه 1386 ساعت 16:30 در محل فرهنگسرای دانشجو، واقع در پارک شفق برگزار خواهد شد.

برای مشاهده برنامه زمانبندی جشنواره، روی لینک زیر کلیک کنید:

جدول زمانبدنی برنامه های جشنواره تئاتر و فیلم کوتاه فرزندان مهر

 

همچنین، مراسم افتتاحیه بخش عکس جشنواره هم روز جمعه 29 تیرماه 1386 راس ساعت 17 بعدازظهر در محل موزه هنرهای دینی امام علی (ع) برگزار خواهد شد و تاریخ آغاز به کار آن روز یکشنبه 31 تیرماه 1386 خواهد بود.

 

 

از طرفی دیگر، این هفته شعبه کرمانشاه جمعیت امام علی (ع) هم همایشی را با عنوان "عبور از فقر، راهکارها، برنامه ها" برگزار خواهد کرد که با حضور جمعی از اساتید، دانشجویان، مسئولین و عموم مردم در تاریخ پنجشنبه، 28 تیرماه 1386 و در تالار برق شهر کرمانشاه برگزار خواهد شد.

در این مراسم، آقای میمندی نژاد، موسس جمعیت امام علی (ع) و خانم رحیمی، دبیر جمعیت نیز حضور خواهند داشت.

+  چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 12:10     | 

          تنهایی، وقتی به این واژه می اندیشم تصاویری در خاطرم نقش می بندد که بسیار غریب هستند.  در مراسم دعای امروز تنهایی را حس کردم که با  بی تفاوتی و فراموشی مأنوس بود. اینبار با دوستان به سوی مهناز و مادرش رفتیم تا با سبد سبد دعا این واژه ها را از خاطرآزرده شان پاک کنیم. مادری آزرده از روزگار و مردمانش که او و شور و نشاط وجودش را با بی تفاوتی شان به  یأس و وسواسی تبدیل کرده اند که می رود تا سراسر تن نحیفش را آلوده سازد.

          تمام لحظات چشم به در دارد تا بلکه کسی زنگ بزند و حالی از آنها بپرسد، امروز که زنگ در را 18 نفر با هم به صدا در آوردند بعد از مدتها  آرام اندیشید پس شاید ما تنها و بی کس نباشیم.

          مهناز عجیب صبور است و رنج و افسردگی و مویه کردنهای مادرش را با متانت تحمل می کند. شکیبایی او ما را نیز متأثر می کند. مادر مدام حرف می زند انگار می خواهد تمام حرفهایی را که در این مدت 55 سال زندگی اش کسی به آنها گوش نکرده با ما به درد و دل بنشیند در میان صحبتهایش گاه نمی توان مرز میان حال، گذشته و آینده را از هم تشخیص داد؛ گریه و خنده او را نیز نمی توان از هم تمیز داد. پس با دردهایشان همدل شدیم، نان و پنیر و خرما را همراه با نیایش و ارزوی سعادت برای مهناز و مادرش و... در سفره چیدیم. به سبک تمام مراسم های دعای جمعیت هر کس خرمایی بر داشت و دعایی کرد؛ دعا برای من، تو، مهناز و ....

          چهره و شوخی های بچه ها بعد از دعا برای شکستن چهره غم این خانه بود صدای خندۀ دسته جمعی شاید بعد از مدتها از دیوارهای این خانه عبور می کرد و به رنگ کدر افسردگی و بیماری نقشی شاد می زد.

          نقشه کشیدیم هفته آینده به در ودیوار خانه رنگ و شکل زیباتری در حد توانمان بزنیم و مادر نیز با نیایش و دعا نور و روشنی را به منزل دعوت کند. هنگام خداحافظی به صورت مادر و دختر تنها خوب نگاه کردم انگار امید را دیدم که سو سو می زند. و تمایل به روشن شدن دارد و  شاید همه اش به ما بستگی دارد که آنها را در تنهایی شان تنها تر رها نکنیم.

          من به مهناز نیاز دارم یا او به من؟ احساس می کنم باید دوباره او را ببینم چیزی در وجودش می درخشد که گمان می کنم باید بیشتر از آن بهره ببرم و به دیگران نیزاین زیبایی و درخشش را با شوق نشان دهم. دم در رفتن ما را نظاره گر بودند دختر با سکوت و نگاهش انگار همان را می گفت که مادرش.

          و مادرتند تند حرف می زد حتی حالا که تقریبا همه رفته بودند برای چندمین بار با خنده و اندوه گفت: " دوباره به ما سر بزنید نکنه ما رو تنها بزارید ما دو تا..."

 

مرجان اردشیرزاده

+  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:44     | 

تیم فوتبال امین (دومین تیم فوتبال جمعیت امام علی (ع)) با حضور نوجوانان محروم شهر تهران در محله خاک سفید تشکیل شد.

این تیم که پس از تیم پرشین دومین تیم فوتبال جمعیت امام علی (ع) می باشد با تلاش آقایان مرتضی کی منش و عیسی نایبی به طور رسمی کار خود را شروع کرده است و از بیستم این ماه به همراه تیم پرشین در لیگ فوتبال شهرداری تهران شرکت می کنند.

در طی هفته ی جاری نیز چند تیم ورزشی بانوان با حضور دختران محروم شهر تهران با همت جمعیت امام علی (ع) تشکیل می شود. جزئیات تیم های تشکیل شده به زودی اعلام می گردد.

+  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 0:53     | 

بسمه تعالی

 

مراسم دعای جمعیت دانشجویی امام علی (ع)، این هفته برگزار می گردد. علاقمندان می توانند جهت شرکت در این مراسم، راس ساعت 3:30 دقیقه جمعه، ۲۲/۶/۸۶،  در محل پارک سوار آزادی، کنار ایستگاه اتوبوس های شادآباد حضور بهم رسانند.

 

 

ان شاء الله در هفته آینده گزارشی از این مراسم در وبلاگ قرار خواهد گرفت.

+  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 12:9     | 

مطلب زیر به نقل از روزنامه جام جم، مورخ ۱۴ تیر ۱۳۸۶ می باشد:

 

در زير به خلاصه اي از گزارش سالانه يونيسف خواهيم پرداخت. يونيسف در اين گزارش حمايت قاطعانه و کمکهاي بيشتر جامعه جهاني را براي کودکاني تقاضا مي کند که در جامعه خود در حاشيه قرار گرفته اند.
طبق برآورد يونيسف ، صدها ميليون کودک در سراسر دنيا به معمولي ترين تمهيدات در نظر گرفته شده در مبارزه با فقر، دسترسي ندارند. بخصوص کودکان خياباني ، کودکان کارگر، کودکان فراري ، کودکان از اقليت هاي قومي و کودکان بي سرپرست توسط دولتها ، مسوولان و عموم مردم ناديده گرفته مي شوند. اين کودکان اغلب به مدرسه نمي روند و امکان دستيابي به مراقبت هاي پزشکي را نداشته و در بررسي هاي آماري نيز محسوب نمي شوند. حتي خدشه دار کردن واضح حقوق کودکان همچون بيگاري کشيدن ، روسپي گري يا اجبارهاي خودخواهانه اعمال شده توسط پليس يا دولتمردان پيگيري نمي شود. برعکس در بسياري از کشورها اين کودکان بر اثر جزيي ترين موارد تخلف به زندان مي افتند و با ايشان همانند مجرمان بزرگسال رفتار مي شود.



يونيسف در گزارش سالانه خود در خصوص وضعيت کودکان در سال 2006 نگاه خود را متوجه سرنوشت کودکان فقير مي کند: دخترکان و پسرکان شاغل ، کودکان خياباني ، قربانيان قاچاق انسان ، فراريان و کودکان سرباز، کودکان با اقليت هاي قومي و ميليون ها نفر از اين کودکان در حاشيه اجتماع زندگي مي کنند. آنها طرد شده و ناديده گرفته مي شوند. بسياري از ايشان از داشتن مهمترين اقلام زندگي محروم هستند. اين کودکان از غذاي کافي و مراقبت هاي پزشکي بي بهره اند چه رسد به آن که امکان تحصيل در مدرسه را داشته باشند.
بسياري مجبورند تحت شرايطي شبيه به برده داري کار کرده ظلم و سوءاستفاده را تحمل کنند. دوران کودکي به عنوان زماني براي رشد سلامت ، آموختن و بازي کردن براي اين کودکان وجود ندارد. برخي از ايشان از فقر حاکم بر خانواده از خانه فرار مي کنند، برخي ديگر سرپرست خانوار را که وظيفه نگهداري و مراقبت از ايشان را به عهده دارد از دست داده اند.
به دليل شيوع ايدز شمار کودکان بي سرپرست تا به امروز در حدود 143 ميليون نفر رشد داشته است. بسياري از کودکان فقير وجود رسمي و اداري ندارند و تولد نيمي از کودکان در کشورهاي توسعه يافته ثبت نشده است. يونيسف بيم آن دارد که کودکان مورد ظلم قرار گرفته ، در تلاش براي عملي کردن اهداف توسعه طلبانه در جدال با فقر ناديده گرفته شده باشند. يونيسف با گزارش سالانه خود حمايت از اين کودکان در برنامه هاي هدفمند را درخواست مي کند. به اين ترتيب ديگر کودکي باقي نمي ماند که دوران کودکي نداشته باشد.

 

داده هاي آماري

هر ساله حدود 48 ميليون نوزاد پسر و دختر بدون گواهي تولد يعني:
- اولين شرط براي رفتن به مدرسه ، مراقبت هاي بهداشتي و بسياري خدمات اجتماعي ديگر باقي مي مانند.
- 171 ميليون کودک زير 18 سال تحت شرايطي کار مي کنند که به سلامت ايشان لطمه مي زند 8.4 ميليون از آنها در شرايطي همچون برده داري به سر مي برند. اين کودکان به عنوان خدمتکاران دختر در خانه هاي ناشناس يا سخت ترين کارها در معادن يا کارگاه هاي سنگ شکني با صدمات جسمي و روحي براي تمام عمر به کار گمارده مي شوند. بيش از 70 ميليون کودک کارگر، کمتر از 10 سال سن دارند.
- 143 ميليون کودک ، يکي از والدين يا هر دوي آنها را از دست داده اند آماري که براثر شيوع ايدز در حال افزايش است.
بسياري چاره اي براي امرار معاش خود جز روسپي گري يا گدايي ندارند.
- تعداد کودکاني که در کلان شهرهاي دنيا به زحمت شکم خود را سير مي کنند به بيش از 100 ميليون نفر مي رسد. اين کودکان طرد شده مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند، به زندان مي افتند يا توسط افراد مسلح کشته مي شوند.]
- بيش از يک ميليون کودک زنداني در سراسر دنيا وجود دارد. اغلب با اين کودکان همچون مجرمان بزرگسال رفتار مي شود و اغلب به مدت يک سال در نوبت محاکمه مي مانند.

 

کودکان نامريي که هويت رسمي ندارند

طبق جديدترين بررسي ها توسط يونيسف سالانه 55 درصد تمام مواليد در کشورهاي توسعه يافته ثبت نمي شود. اين تعداد بالغ بر 48 ميليون نوزاد است. تقريبا نيمي از کودکان که هويت رسمي ندارند، در جنوب آسيا به سر مي برند.به عنوان مثال در بنگلادش و افغانستان 7 درصد از کل مواليد به هنگام تولد ثبت مي شوند. کودکاني که گواهي تولد يا هر گونه مدرک رسمي ديگري ندارند تقريبا شانسي براي دريافت خدمات دولتي از تحصيل گرفته تا درمان در بيمارستان ندارند. وقتي سن کودکان مورد نظر دقيقا مشخص نباشد، از ازدواج در سنين کودکي ، سواستفاده جنسي از کودکان کم سن و سال يا استفاده از کودکان به عنوان سرباز را بسختي مي توان اثبات و از نظر حقوقي دنبال کرد.
زماني که کودکان امکان دستيابي به خدمات و ارزاق اجتماعي ندارند و نمي توانند به صورت عادلانه در جامعه خود سهيم باشند يا بازيچه ظلم و سواستفاده و استثمارند، عملا از جامعه خود محو مي شوند، از حقوق خود محروم مي شوند شانسي براي تحصيل ندارند و از طرف مسوولان نيز جدي گرفته نمي شوند، چرا که در هيچ آمار و ارقامي منظور نشده ، در برنامه هاي کلان اجتماعي و سياسي نيز در نظر گرفته نمي شوند. خطر زيان ديدن از شرايط غيرعادي به خصوص براي کودکان در خانواده هاي فقير و کودکاني که در روستاهاي دورافتاده رشد کرده اند، بيشتر است. دخترها بيشتر از پسرها مورد آزار قرار مي گيرند. کودکان عقب مانده ذهني و جسمي همچنين کودکان از اقليت هاي قومي بيشتر در معرض خطرند.

 

کودکان درگير جنگ و فراري

اواخر سال 2004 ، 48 درصد فراريان را در تمام دنيا کودکان تشکيل مي دادند. در همان سال در مجموع 25 ميليون نفر از سرزمين خود بر اثر جنگ و نقض حقوق بشر فرار کرده اند. کودکان فراري در معرض خطرات بسياري قرار دارند. بسياري از ايشان از خانواده جدا شده اند، سرپناه خود را از دست داده اند و مجبورند ناگهان تحت شرايطي زندگي کنند که سلامت و امنيتشان را به خطر مي اندازد. جنگ شانس تحصيل را از ايشان مي گيرد.

برخي از کودکان توسط اشرار ربوده و به کار و خدمت اجباري گمارده مي شوند و بعضي نيز به گروههايي مي پيوندند تا از فقر سوءاستفاده يا تبعيض جلوگيري کنند

وقتي کودکان بر اثر فرار، والدين خود را از دست داده اند در معرض خطر باجگيري يا سوئاستفاده قرار مي گيرند. بخصوص دختران قربانيان خشونت هاي جنسي اند که اين معضل در بسياري جنگها به صورت هدفمند جاي اسلحه را گرفته است.
شمار کودکان سرباز در دنيا بين 250 هزار تا 300 هزار نفر تخمين زده مي شود که حدود يک سوم از ايشان را دختران تشکيل مي دهند. گروههاي اشرار اين کودکان را به عنوان سرباز به کار مي گيرند. برخي از آنها ربوده يا به خدمت اجباري در ارتش گمارده مي شوند ديگر کودکان نيز به گروههايي مي پيوندند تا از فقر، سوءاستفاده يا تبعيض جلوگيري کنند.
اين گروهها کودکان را يا به عنوان مبارز يا باربر استخدام مي کنند که مجبورند بارهاي سنگين را جابه جا کنند. اين کودکان پس از بازگشت به روستاهاي خود با بسياري مشکلات روحي و جسمي دست به گريبانند. زنان جواني که در کودکي ربوده شده و از سوي سربازان مورد آزار و اذيت قرار گرفته اند، به هنگام بازگشت از سوي خانواده خود طرد مي شوند.

 

دوران کودکي در جنگ

براستي چه ميزان ترس و خشونت مناسب دوران کودکي است؟ نانسي 15 ساله در اين باره اطلاعات زيادي دارد. در سن 9 سالگي توسط گروهي شورشي از شمال اوگاندا ربوده شد. در پيشينه او موارد بسياري بود که نانسي توانسته بود به عنوان يک کودک از پس همه آنها برآيد. شورشيان در اولين هجوم خود به روستاييان پدر و مادر و معلم نانسي را پيش چشمانش کشتند و نانسي را به اسارت بردند. نانسي زندگي در بوته زار را آغاز کرد. او يکي از حدود 25 هزار کودکي است که توسط گروه شورشيان در اوگاندا از آغاز جنگهاي داخلي يعني تقريبا از 20 سال پيش تاکنون ربوده شده اند. هيچ جنگي با چنين شيوه خونباري همان گونه که در شمال اوگاندا در جريان است هدايت نمي شود. بيش از هزار دختر که موفق به فرار شده اند با يک نوزاد بازمي گردند. حدودا 1.5 ميليون نفر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود و زندگي در ابتدايي ترين اردوگاه ها براي ساليان متمادي شده اند.
هر شب 30 تا 50 هزار کودک به شهرها فرار مي کنند تا از خطر شورشيان در امان باشند. يونيسف و سازمان هاي همراه تمهيداتي چون در نظر گرفتن جاي خواب اضطراري ، تامين آب بهداشتي براي بيش از 200 اردوگاه فراريان ، خدمات ساده درماني و مدرسه هاي صحرايي انديشيده است.

 

کودکان خياباني

طبق جديدترين آمارها حداقل 100 ميليون کودک خياباني وجود دارند. بايد پذيرفت که اين آمار با افزايش جمعيت جهان و علاقه به شهرنشيني به سرعت رو به گسترش است. تخمين زده مي شود از هر 10 شهروند 6 نفر زير 18 سال هستند. کودکان خياباني در همه شهرهاي بزرگ و پايتخت هاي جوامع ثروتمند صنعتي يافت مي شوند. بسياري از کودکان خياباني با خانواده هاي خود در ارتباطند و با کار کردن در خيابان ها در درآمد خانواده سهيم مي شوند. ديگر کودکان اغلب بر اثرسوءرفتارهاي روحي ، جسمي يا جنسي دست به فرار مي زنند. اين کودکان فراري اغلب مورد آزار و اذيت قرار گرفته ، ربوده و خارج از شهرها رها مي شوند. اين کودکان توسط برخي گروهک هاي خودگردان که نام حاميان شهروندان را بر خود نهاده اند به اصطلاح براي پاکسازي شهرها کشته مي شوند و معمولا هم دولتهاي محلي پيگيري قانوني انجام نمي دهند.
سالانه ميليون ها دختر در سنين کودکي ازدواج مي کنند. طبق آمارگيري خانه به خانه يونيسف در سال 2005 در 49 کشور توسعه يافته دنيا، 48 درصد زنان 20 تا 24 ساله جنوب آسيا پيش از 18 سالگي ازدواج کرده بودند. کودکان متاهل در واقع در آغاز راه يک عمر زير سلطه بودن قرار مي گيرند. در بسياري فرهنگ ها به دختران همچون بار اقتصادي نگاه مي شود. بنابراين با افزايش نياز اقتصادي ، شمار کودکان متاهل در اين فرهنگ ها نيز ازدياد مي يابد. بارداري و زايمان زودرس سلامت اين دختران را به خطر مي اندازد. مشکلات پزشکي در حين بارداري يا زايمان ، دليل اصلي موارد مرگ و مير ميان دختران 15 تا 19 ساله است. خطر مرگ به هنگام زايمان براي دختران زير 15سال 5برابر زنان بالاي 20 سال است.

 

کودکان ، قرباني تجارت انسان

طبق آمار، سالانه بيش از 1.2 ميليون کودک قرباني تاجران انسان مي شوند، ربوده و اغفال شده يا با قولهاي واهي راضي مي شوند از قاچاقچيان انسان پيروي کنند. وقتي اين کودکان به محيطهايي برده مي شوند که نمي توانند با ديگران ارتباط کلامي برقرار کنند، تقريبا امکاني براي کمک گرفتن و فرار باقي نمي ماند و چون در اين مناطق به صورت غيرقانوني و بدون مدرک هويت به سر مي برند، نمي توانند به پليس مراجعه کنند. کودکاني که در دام قاچاقچيان انسان افتاده اند، دست به دست فروخته مي شوند. براي مثال دختراني که در نپال براي کار در کارخانه هاي فرش از روستا به شهر منتقل شده اند تا هندوستان براي سوئاستفاده جنسي برده شده اند.

 

يک ميليون کودک در زندان

يونيسف مبنا را بر اين مي گذارد که بيش از يک ميليون کودک در سراسر دنيا به دليل جزيي ترين خلافها در بازداشت به سر مي برند. در اين باره اطلاعات دقيق تري در دست نيست. دست آخر کودکان مجرم در زندان هايي تحت مراقبت دولت هستند که طبق آن اسامي اين کودکان ثبت مي شوند. ولي اغلب با دختران و پسران مجرم همانند کودکان رفتار نشده ، بلکه همانند مجرمين بزرگسال با ايشان رفتار مي شود. علاوه بر اين به صورت دائم از سوي ديگر زندانيان بزرگسال مورد آزار جسمي و جنسي قرار مي گيرند که با اغماض پرسنل زندان روبه رو مي شود. گاهي خود نيروهاي پليس نيز به بازداشت شدگان کم سن و سال تجاوز مي کنند.
جامعه بين الملل بايد از درگيري هاي مسلحانه جلوگيري کند يا در حل اين درگيري ها تلاش کند. دولتهاي ضعيف نبايد بدون کمکهاي مالي رها شوند. تنها به اين صورت زنان و کودکان در اين کشورها مورد حمايت و پشتيباني قرار مي گيرند.

مترجم: مهديه متقي

+  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 12:25     | 

صبح روز جمعه بیست هشتم اردیبهشت ماه سال 1386 است. روزی که آخرین پخش ماهیانه یا همان همیاری ماه در خانه قدیمی با یک هفته تقدّم برگزار می شود.

ساعت حدود 9:45 است و من که کلید دارم آمده ام تا در این روز اوّلین کسی باشم که در خانه قدیمی را می گشایم.

در راه با خود می اندیشم که در را باز خواهم کرد، حیاط را جارو می کنم و آب پاشی. وضویی می گیرم تا بچه ها -که معمولاً خیلی دیر تر از این ها می آیند- برسند، نمازی می خوانم و راز و نیازی می کنم. اما به سر کوچه که می رسم در را باز می یابم.

 سُر می خورم داخل خانه و محمّد شایسته را می بینم که پاچّه بالا زده داخل خانه درست کنار در، قرآنی به دست، آرام می خواند. حیاط جارو شده و آب پاشیده... باز هم جا مانده ام؛ مثل همیشه...

 

بعد از سلام و احوالپرسی می فهمم که خانم ساجده طالبی هم زودتر رسیده اند. کیفم را گوشه حیاط می گذارم. حالا منم و در و دیوار خانه قدیمی. خانه ای که از هر گوشه اش خاطره ها دارم. خانه ای که رویاهایم در آن به واقعیت پیوسته است. خانه ای که در آن کابوسهایم به زانو درآمده اند...

 

 

موبایل دوربین دارم را از جیب در می آورم تا چند عکس بگیرم.

 

‏‏ اینجا دریست که همیشه به روی ما باز بوده ، همچون مادری که آغوشش همیشه به سوی فرزندانش گشوده است.

   

اینجا حیاطی است که صدها دل در آن شکسته است و صدها پرنده از قفس آزاد گشته...

 

 یادش بخیر، وضوهامان از آب عشق. حلالمان کن شیر آب ساده و صمیمی. حلالمان کن.

 

 چه آرامی و بی ادّعا. چه سکوتی در تو موج می زند. سکوت کن که هنوز گاه سخن گفتنت نرسیده است.

 

 این ها دیوارهایی لایق تصویر انسیه ها و طهوراها بودند. دیگر کجا دیوارهایی چنین لایق را خواهیم یافت؟

 

 

  چه نمازها که در این صحن خوانده نشده است. چه مناجات ها، چه اشک ها، چه دعا ها، چه عهدها...

 

 

خدایا سپاس، سپاس که ما را لایق دانستی برای حضور در لحظه لحظه های عاشقانه رمضانهایت در این خانه ی قدیمی

 

خدایا چه سخت است آزمودنت به گرفتن چنین عزیزی و چه سنگین است بار کیسه های آوارگی علی وارت در غربت کوچه های فراموشی

 

بارالها موساییم و نظاره گر خضر بودن را تاب نداریم

 

اما...

 راضییم به رضایت

 

 

مجید خاکپور

+  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 23:42     | 

به نام خداوند بخشنده مهربان

+  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 23:35     |